(تجدید نظر شده 1391)
|
فهرست |
بند |
|
کلیات |
|
|
دامنه کاربرد |
1 |
|
اهمیت در حسابرسی |
5-2 |
|
تاریخ اجرا |
6 |
|
هدف |
7 |
|
تعریف |
8 |
|
الزامات |
|
|
تعیین سطح اهمیت و اهمیت در اجرا هنگام برنامهریزی حسابرسی |
10-9 |
|
تجدید نظر در سطح اهمیت با پیشرفت کار حسابرسی |
12-11 |
|
مستندسازی |
13 |
|
توضیحات کاربردی |
|
|
اهمیت و خطر حسابرسی |
ت-1 |
|
تعیین سطح اهمیت و اهمیت در اجرا هنگام برنامهریزی حسابرسی |
ت-2 تا ت- 12 |
|
تجدید نظر درسطح اهمیت با پیشرفت کار حسابرسی |
ت- 13 |
کلیات
دامنه کاربرد
اهمیت در حسابرسی
ویژگیهای یاد شده مبنای مناسبی را برای تعیین سطح اهمیت توسط حسابرس فراهم میکند.
الف. در زمینه فعالیتهای اقتصادی و تجاری و همچنین حسابداری شناخت مناسبی دارند و مایلند اطلاعات مندرج در صورتهای مالی را با دقت لازم مطالعه کنند.
ب. درک میکنند که صورتهای مالی با توجه به سطوح اهمیت، تهیه، ارائه و حسابرسی شده است.
پ. از ابهامات ذاتی اندازهگیری مبالغی که بر مبنای برآورد، قضاوت و در نظر گرفتن رویدادهای آتی تعیین میشود، آگاهی دارند.
ت. بر مبنای اطلاعات مندرج در صورتهای مالی، تصمیمات اقتصادی منطقی اتخاذ میکنند.
الف. تعیین ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان روشهای ارزیابی خطر،
ب. تشخیص و ارزیابی خطرهای تحریف بااهمیت، و
پ. تعیین ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان روشهای حسابرسی لازم.
سطح اهمیت تعیین شده در برنامهریزی حسابرسی ضرورتاً به این معنا نیست که اگر تحریفهای اصلاح نشده (به تنهایی یا در مجموع) از آن سطح کمتر باشد همواره بیاهمیت تلقی خواهد شد. شرایط برخی از این تحریفها ممکن است باعث شود حسابرس آنها را با اهمیت تلقی کند، هرچند که مبلغ آنها کمتر از سطح اهمیت تعیین شده باشد. اگرچه، طراحی روشهای حسابرسی برای کشف تحریفهایی که صرفاً به دلیل ماهیتشان با اهمیت هستند، غیرعملی است، با این حال، حسابرس نه تنها اندازه بلکه ماهیت تحریفهای اصلاح نشده وشرایط خاص پدید آمدن آنها را هنگام ارزیابی آثارشان بر صورتهای مالی مورد توجه قرار میدهد[2].
تاریخ اجرا
هدف
تعریف
الزامات
تعیین سطح اهمیت و اهمیت در اجرا هنگام برنامهریزی حسابرسی
تجدید نظر در سطح اهمیت با پیشرفت کار حسابرسی
مستندسازی
الف.سطح اهمیت برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد (رک: بند 9)،
ب. در صورت ضرورت، سطح یا سطوح اهمیت برای گروه معاملات، مانده حسابها و موارد افشای خاص (رک: بند 9)،
پ. سطح اهمیت در اجرا (رک: بند 10)، و
ت. هرگونه تجدید نظر در سطوح اهمیت مطرح شده در بندهای"الف" تا"پ" با پیشرفت کار حسابرسی (رک: بندهای 11 و 12).
توضیحات کاربردی
اهمیت و خطر حسابرسی (رک: بند 4)
ت-1. در حسابرسی صورتهای مالی، هدف کلی حسابرس عبارت است از کسب اطمینان معقول درباره این موضوع که آیا صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد عاری از تحریف بااهمیت ناشی از تقلب یا اشتباه است یا خیر. دستیابی به این هدف حسابرس را قادر میسازد تا براساس استانداردهای حسابرسی درباره اینکه آیا صورتهای مالی از تمام جنبههای با اهمیت، طبق استانداردهای حسابداری تهیه شده است یا خیر، اظهارنظر کند و با توجه به یافتههای خود، نسبت به تهیه و ارائه گزارش در مورد صورتهای مالی اقدام نماید.[4] حسابرس با جمعآوری شواهد کافی و مناسب برای کاهش خطر حسابرسی به سطحی پایین و قابل پذیرش، اطمینان معقول کسب میکند[5]. خطر حسابرسی بدان معنی است که حسابرس در شرایطی که صورتهای مالی حاوی تحریف با اهمیت است اظهار نظر نامناسب ارائه کند. خطر حسابرسی، تابعی از خطرهای تحریف بااهمیت و خطر عدم کشف است[6]. اهمیت و خطر حسابرسی در تمام مراحل حسابرسی به خصوص در مراحل زیر، مورد توجه قرار میگیرد:
الف. تشخیص و ارزیابی خطرهای تحریف بااهمیت[7]،
ب. تعیین ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان روشهای حسابرسی لازم[8]، و
پ. ارزیابی اثر تحریفهای اصلاح نشده (در صورت وجود) بر صورتهای مالی[9] و بر اظهارنظر در گزارش حسابرس[10].
تعیین سطح اهمیت و اهمیت در اجرا هنگام برنامه ریزی حسابرسی
ملاحظات خاص واحدهای بخش عمومی (رک: بند 9)
ت-2. مراجع قانونگذاری و دستگاههای نظارتی اغلب از جمله استفادهکنندگان اصلی صورتهای مالی واحدهای بخش عمومی بشمار میروند. علاوه بر این، صورتهای مالی ممکن است برای اتخاذ تصمیماتی غیر از تصمیمات اقتصادی نیز مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، تعیین سطح اهمیت برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد (و در صورت لزوم، سطح یا سطوح اهمیت برای گروه معاملات، مانده حسابها و موارد افشای خاص) در حسابرسی صورتهای مالی یک واحد بخش عمومی، تحت تأثیر الزامات قانونی، مقرراتی و یا سایر الزامات و نیازهای اطلاعات مالی مراجع قانونگذاری و عموم مردم در رابطه با برنامههای بخش عمومی، قرار میگیرد.
بکارگیری معیارهای مشخص به منظور تعیین سطح اهمیت برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد (رک: بند 9)
ت-3. تعیین سطح اهمیت مستلزم اعمال قضاوت حرفهای است. اغلب درصد معینی از یک معیار به عنوان نقطه شروع در تعیین سطح اهمیت برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد، در نظر گرفته میشود. عواملی که ممکن است انتخاب یک معیار مناسب برای این منظور را تحت تأثیر قرار دهد عبارت است از:
ت-4. نمونه معیارهایی که با توجه به شرایط واحد تجاری میتواند مناسب باشد، شامل اقلام صورت سود و زیان از قبیل سود قبل از مالیات، جمع درآمدها، سود ناخالص، جمع هزینهها و یا جمع حقوق صاحبان سرمایه یا خالص داراییها است. در واحدهای تجاری انتفاعی اغلب سود قبل از مالیات ناشی از عملیات در حال تداوم به عنوان معیار مورد استفاده قرار میگیرد. زمانیکه سود قبل از مالیات ناشی از عملیات در حال تداوم نوسان زیادی داشته باشد استفاده از معیارهای دیگری همچون سود ناخالص یا جمع درآمدها ممکن است مناسبتر باشد.
ت-5. در رابطه با معیار انتخاب شده، دادههای مالی مورد استفاده معمولاً شامل عملکرد مالی و وضعیت مالی مربوط به دورههای گذشته، آخرین عملکرد مالی و وضعیت مالی مربوط به دوره مورد رسیدگی، بودجهها یا پیشبینیهای انجام شده برای دوره مورد رسیدگی و همچنین تعدیلات انجام شده بابت تغییرات با اهمیت در محیط واحد تجاری (به عنوان مثال، تحصیل یک واحد تجاری عمده) و شرایط صنعت یا محیط اقتصادی محل فعالیت واحد تجاری میباشند. برای مثال، به عنوان یک نقطه شروع، در صورتی که سطح اهمیت برای صورتهای مالی یک واحد تجاری خاص بر حسب درصدی از سود قبل از مالیات ناشی از عملیات درحال تداوم تعیین میشود، ایجاد شرایطی که منجر به افزایش یا کاهش غیرمنتظره این سود میشود ممکن است حسابرس را متقاعد سازد که به منظور تعیین سطح اهمیت برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد، استفاده از مبلغ تعدیل شده سود قبل از مالیات ناشی از عملیات درحال تداوم بر مبنای نتایج گذشته مناسبتر است.
ت-6. سطح اهمیت، به صورتهای مالی که حسابرس نسبت به آن گزارش ارائه میدهد، مربوط میشود. چنانچه صورتهای مالی برای دوره گزارشگری مالی بیشتر یا کمتر از 12 ماه تهیه شود (برای مثال در مواردی که یک واحد تجاری جدید تأسیس میشود یا واحد تجاری سال مالی خود را تغییر میدهد)، سطح اهمیت، برای صورتهای مالی تهیه شده برای آن دوره مالی تعیین میشود.
ت-7. تعیین درصدی از یک معیار انتخابی مستلزم اعمال قضاوت حرفهای است. بین درصد تعیین شده و معیار انتخابی، رابطهای وجود دارد بدین ترتیب که درصد بکار رفته برای سود قبل از مالیات ناشی از عملیات در حال تداوم معمولاً از درصد بکار رفته برای جمع درآمدها بیشتر خواهد بود. به عنوان مثال، حسابرس ممکن است پنج درصد سود قبل از مالیات ناشی از عملیات در حال تداوم را برای یک شرکت تولیدی مناسب بداند در حالیکه ممکن است یک درصد جمع درآمدها یا جمع هزینهها را برای یک واحد غیرانتفاعی مناسب تشخیص دهد. با این وجود، با توجه به شرایط موجود، ممکن است بکارگیری درصدهای بالاتر یا پایینتر مناسب باشد.
ملاحظات خاص واحدهای تجاری کوچک
ت-8. در شرایطی که سود قبل از مالیات ناشی از عملیات در حال تداوم یک واحد تجاری همواره با سود حقیقی آن تفاوت داشته باشد (به عنوان مثال، در مواردی که یک مدیر- مالک، بخش عمدهای از سود قبل از مالیات را به صورت حقوق و مزایا برداشت نماید) معیار دیگری (مانند سود قبل از حقوق و مزایا و مالیات) میتواند مناسبتر باشد.
ملاحظات خاص واحدهای بخش عمومی
ت-9. در حسابرسی واحدهای بخش عمومی، جمع هزینهها یا خالص هزینهها (هزینهها منهای درآمدها یا مخارج منهای دریافتیها) ممکن است معیار مناسبی برای ارزیابی فعالیتهای یک برنامه باشد. در مواردی که واحد بخش عمومی مسئولیت حفاظت از داراییهای عمومی را بر عهده دارد، ممکن است داراییها معیار مناسبی برای تعیین سطح اهمیت باشد.
سطح یا سطوح اهمیت برای گروه معاملات، مانده حسابها یا موارد افشای خاص (رک: بند 9)
ت-10. در برخی موارد ممکن است گروههای معاملات، مانده حسابها یا موارد افشای خاصی وجود داشته باشد که انتظار رود تحریفهای کمتر از سطح اهمیت برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد در آنها، بر تصمیمات استفادهکنندگان صورتهای مالی مؤثر باشد. عواملی که میتواند به تشخیص این موارد کمک کند به شرح زیر است:
ت-11. حسابرس به منظور ارزیابی وجود گروههای معاملات، مانده حسابها یا موارد افشای واجد خصوصیات بند ت-10، با توجه به شرایط خاص واحد تجاری ممکن است کسب اطلاع از دیدگاهها و انتظارات ارکان راهبری و مدیریت واحد تجاری را مفید تشخیص دهد.
اهمیت در اجرا (رک: بند 10)
ت-12. برنامهریزی حسابرسی صرفاً با هدف کشف تحریفهایی که به تنهایی با اهمیت هستند، به منزله نادیده گرفتن این واقعیت است که مجموع تحریفهای به تنهایی بیاهمیت، ممکن است منجربه تحریف با اهمیت صورتهای مالی شود و علاوه بر آن حاشیه اطمینانی برای تحریفهای احتمالی کشف نشده در نظر گرفته نمیشود. اهمیت در اجرا (که طبق تعریف می تواند یک یا چند مبلغ باشد) بدین منظور تعیین میشود که احتمال فزونی مجموع تحریفهای کشف نشده و اصلاح نشده در صورتهای مالی نسبت به سطح اهمیت برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد را به سطح پایین و مناسبی کاهش دهد. به همین ترتیب، اهمیت در اجرا در رابطه با سطح اهمیت تعیین شده برای گروههای معاملات، مانده حسابها یا موارد افشای خاص بدین منظور تعیین میشود که احتمال فزونی مجموع تحریفهای کشف نشده و اصلاح نشده در آنها نسبت به سطح اهمیت تعیین شده برای آن گروه معاملات، مانده حسابها یا موارد افشای خاص به سطح پایین و مناسبی کاهش یابد. تعیین اهمیت در اجرا یک محاسبه مکانیکی ساده نیست و مستلزم اعمال قضاوت حرفهای است. اهمیت در اجرا تحت تأثیر شناخت حسابرس از واحد تجاری (که طی اجرای روشهای ارزیابی خطر بهروز میشود) و ماهیت و میزان تحریفهای شناسایی شده در حسابرسیهای قبلی و در نتیجه انتظارات حسابرس در رابطه با تحریفهای موجود در دوره جاری، قرار میگیرد.
تجدید نظر در سطح اهمیت با پیشرفت کار حسابرسی (رک: بند 11)
ت- 13 سطح اهمیت برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد (و در صورت لزوم، سطح یا سطوح اهمیت برای گروههای معاملات، مانده حسابها یا موارد افشای خاص) ممکن است به دلیل تغییر در شرایط،که در جریان حسابرسی اتفاق میافتد (برای مثال، تصمیم به توقف بخش عمدهای از فعالیت واحد تجاری)، کسب اطلاعات جدید و یا تغییر در شناخت حسابرس از واحد تجاری و عملیات آن که خود در نتیجه اجرای روشهای حسابرسی حاصل شده است، نیاز به تجدید نظر داشته باشد. به عنوان مثال، اگر با پیشرفت کار حسابرسی انتظار رود نتایج مالی واقعی با نتایج مالی پیشبینی شده برای پایان دوره (که در ابتدا برای تعیین سطح اهمیت برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد، مورد استفاده قرار گرفته است) تفاوت قابل ملاحظهای داشته باشد، لازم است حسابرس در سطح اهمیت تجدید نظر نماید.