استاندارد حسابدارى شماره 28
فعاليتهاى بيمه عمومى

 

 

(لازم‌الاجرا براي کليه صورتهاي مالي که دوره مالي آنها از تاريخ اول فروردين 1386 يا بعد از آن شروع مي‌شود)

فهرست مندرجات

شماره بند

  •       هدف

1

  •       دامنه كاربرد

2

  •       تعاريف

3

  •       شناخت درآمد حق بیمه

14 - 4

  •       ‌حق بيمه عاید نشده

19 - 15

  •       خسارت

28 - 20

  •       ذخیره تکمیلی

30 - 29

  •       حق بيمه‌‌های اتكايى

37 - 31

  •       انتقال پرتفوى

40 - 38

  •       بیمه مشترک

43 - 41

  •       مخارج تحصیل

45 - 41

  •       افشا

49 - 46

  •       تاریخ اجرا

50

  •       مطابقت با استانداردهای بین‌المللی حسابداری

 

  •       پیوست شماره 1 : نمونه صورتهای مالی

 

  •       پیوست شماره 2 : مبانی نتیجه‌گیری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هدف

1 .    هدف اين استاندارد تجويز روشهاى حسابدارى براى حق‌بيمه، خسارت و مخارج تحصيل بيمه‌هاى عمومى مستقيم و اتكايى و همچنين افشاى اطلاعات اين نوع فعاليتها در صورتهاى مالى شرکتها و مؤسسات بيمه است. الزامات سایر استانداردهای حسابداری درصورتی برای فعالیتهای بیمه عمومی کاربرد دارد که توسط این استاندارد جایگزین نشده باشد.

دامنه كاربرد

2 .        اين استاندارد بايد در مورد فعاليتهاى بيمه عمومى و بيمه عمر زماني بكار گرفته شود و در مورد ساير بيمه‌هاي زندگى كاربرد ندارد.

تعاريف

3 .        اصطلاحات ذيل در اين استاندارد با معانى مشخص زير بكار رفته است:

  • قرارداد بیمه (بیمه نامه) : عقدی است كه به موجب آن يك طرف (بيمه‌گر) متعهد مي‌شود در ازاى دريافت حق بيمه از طرف ديگر (بيمه‌گذار)، در صورت وقوع حادثه، خسارت وارده به او يا شخص ذينفع را جبران كند يا مبلغ معینی را به وى يا شخص ذينفع بپردازد.
  • بیمه زندگی : نوعی بیمه مرتبط با حیات یا فوت انسان است که بیمه‌گر نسبت به پرداخت وجوهی معین براساس رویداد مشخصی، اطمینان می‌دهد.
  • بيمه عمومى : به بیمه‌های غیر از بیمه زندگی اطلاق می‌شود.
  • حق بيمه : مبلغی است که بیمه‌گر در ازای پذیرش خطر طبق قرارداد بیمه از بیمه‌گذار مطالبه می‌کند.
  • تاريخ شروع پوشش بیمه ای : عبارت است از تاریخ شروع پذیرش خطر توسط بیمه‌گر طبق قرارداد بیمه.
  • بيمه اتکايي : بیمه‌‌ای است كه به موجب آن يك طرف (بيمه‌گر اتکایی) در ازاى دريافت حق بيمه، جبران تمام يا بخشى از خسارت وارده به طرف ديگر (بيمه‌گر واگذارنده) را بابت بيمه‌نامه يا بيمه‌نامه‌هاي صادره و يا قبولى توسط وى، تعهد مي‌کند.
  • بيمه اتكايى نسبى : نوعى بيمه اتکايي است كه به موجب آن بيمه‌گر اتکایی در قبال دريافت نسبتى از حق بيمه قرارداد بيمه اوليه، تعهد مي‌کند به‏همان نسبت خسارت وارده به بيمه‌گر واگذارنده را جبران كند.
  • بيمه‌اتكايى غيرنسبى : نوعى بيمه‌اتكايى است كه در آن بيمه‌گر اتکایی در قبال دريافت حق بيمه، تعهد مي‌کند تمام يا بخشى از خسارت مازاد بر سقف از پيش تعيين شده را جبران كند.
  • خسارت : عبارت است از مبلغ قابل پرداخت در اثر وقوع حوادث تحت پوشش قرارداد بيمه.

شناخت درآمد حق بيمه‏

4 .        درآمد حق بيمه بايد از تاریخ شروع پوشش بیمه‌‌ای و به‌محض اينكه حق‌ بيمه به‌گونه‌اى اتكاپذير قابل اندازه‌گيرى باشد، شناسايى شود.

5 .    بيمه‌گر درآمد حق بيمه را در ازاى پذيرش خطر كسب مي‌کند، لذا درآمد حق بيمه از تاريخ شروع پوشش بیمه‌ای، و نه تاریخ صدور، در رابطه با هريك از بيمه نامه‌ها شناسايى مي‌شود. با اين وجود، بنابه ملاحظات عملى، بيمه‌گران معمولاً براى شناسايى درآمد، از مبناهایی استفاده مي‌کنند كه براساس آن، تاریخ مزبور به‌طور تقریبی تعیین می‌شود. براى مثال بيمه‌گر مستقيم ممكن است فرض كند براى تمام بيمه‌نامه‌هاي صادر شده در يك ماه، خطر از اواسط ماه پذيرفته شده است. استفاده از اين مفروضات در صورتى قابل پذيرش است كه نتيجه حاصل از بكارگيرى آن با شناسايى درآمد از تاريخ شروع پوشش بیمه‌ای هر بيمه‌نامه در دوره مالی مربوط، تفاوت با اهميتى نداشته باشد.

6 .    چنانچه بيمه‌گر براساس قوانین و مقررات مبالغى را از جانب سازمانهاى دولتى يا ساير اشخاص ثالث از بيمه‌گذار دريافت كند و بدون دخل و تصرف آن را به حساب ذینفع واريز كند، اين مبالغ درآمد بيمه‌گر تلقى نمي‌شود.

7 .       درآمد حق بيمه بايد به‌ طور يكنواخت در طول دوره بيمه‌نامه (براى بيمه‌هاي مستقيم) يا در طول دوره پذیرش غرامت (براى بيمه‌هاي اتكايى) شناسايى شود مگر اينكه الگوى وقوع خطر در طول دوره بيمه‌نامه يكنواخت نباشد كه در اين‌صورت درآمد حق بيمه متناسب با الگوى وقوع خطر برآوردی، شناسايى مي‌شود.

8 .    در بيمه‌هاي عمومى، مبلغ حق بيمه در ازاى پوشش خطر براى يك دوره زمانى معين دريافت مي‌شود. اين دوره زمانى معمولاً با دوره مالى تحت پوشش صورتهاى مالى متفاوت است و درنتيجه حق بيمه مربوط به بيمه‌نامه‌هاي صادر شده در هر دوره با درآمد حق بيمه برابر نيست. بخشى از حق بيمه که مرتبط با پوشش خطر بعد از پایان دوره مالی می‌باشد طبق بند 15 زیر حق بيمه عايد نشده محسوب می‌شود.

9 .    در رابطه با بسيارى از بيمه‌هاي عمومى، درآمد حق بيمه معمولاً متناسب با گذشت زمان شناسايى مي‌شود. اين روش در مواردى مناسب است كه خطر وقوع حوادثى كه منجر به خسارت مي‌شود در طول دوره بيمه‌نامه تقريباً يكنواخت باشد.

10 .   در بعضى رشته‌ها همانند بيمه مهندسى، الگوى وقوع خطر در طول دوره بيمه‌نامه يكنواخت نيست. درمورد بيمه‌هاي مهندسى (نظير سدسازى) در اوايل انجام پروژه‌ها خطرات كمتر است و معمولاً در مراحل پايانى پروژه احتمال وقوع خطر و تحمل خسارت افزايش مى‌يابد. درآمد حق بيمه اين نوع بيمه‌ها متناسب با الگوى وقوع خطر برآوردی شناسايى مي‌شود.

11 .       در مواردى كه طبق بیمه نامه ، مبلغ حق بيمه در آينده مشمول تعديل می‌باشد، حق بيمه تعديل شده باید در موارد ممکن به عنوان مبناى شناسايى درآمد حق بيمه مورد استفاده قرار گيرد. اگر نتوان مبلغ تعديل را به‌گونه‌اي اتكاپذير براورد كرد، مبلغ اوليه حق بيمه كه باتوجه به سایر اطلاعات مربوط تعديل مي‌شود بايد به عنوان مبنای شناسایی درآمد حق بيمه استفاده شود.

12 .   در بعضى از انواع بیمه‌ها، حق بيمه باتوجه به نتايج رویدادها و اطلاعاتى كه تنها در طول دوره بيمه يا پس از آن مشخص می‌شود، تعديل می‌گردد. براى مثال، بيمه باربرى دریایی و بیمه آتش‌سوزى انبارها از انواع بيمه‌هاى قابل تعديل است كه در ابتداى دوره بيمه، مبلغ اولیه حق بيمه توسط بيمه‌گذار به بيمه‌گر پرداخت و سپس براساس اعلاميه حمل يا اعلام موجودى، تعديل مي‌شود.

13 .      درآمد حق بيمه مربوط به بيمه‌نامه‌هاي بين راهى بايد براساس الزامات بندهاى 4، 7 و 15 شناسايى شود.

14 .   بيمه‌گر ممكن است اطلاعات كافى جهت تشخيص بيمه‌نامه‌هاي صادر شده در اواخر سال مالى كه تاريخ شروع پوشش بیمه‌ای آن قبل از تاريخ ترازنامه است، نداشته باشد. اين نوع بيمه‌نامه‏ها را بيمه‌نامه‌هاي بين راهى مي‌گويند. باتوجه به اينكه درآمد حق بيمه از تاريخ شروع پوشش بیمه‌ای شناسايى مي‌شود، مبلغ بيمه‌نامه‌هاي بين راهى براساس تجارب گذشته و رويدادهاى پس از تاريخ ترازنامه براورد مي‌شود و حصه عايد شده آن به عنوان درآمد حق بيمه شناسايى مي‌شود.

حق بیمه عاید نشده

15 .      بخشی از حق بیمه مرتبط با بیمه‌نامه‌های صادره طی دوره مالی که قابل انتساب به پوشش خطر بعد از پایان دوره مالی است به‌عنوان حق بیمه عاید نشده شناسایی می‌شود.

16 .      روشهای برآورد حق بیمه عاید نشده باید به‌گونه‌ای انتخاب شود که مبلغ برآوردی تفاوت با اهمیتی با بدهی واقعی در تاریخ ترازنامه نداشته باشد.

17 .   درمواردی که الگوی وقوع خطر در طول دوره بیمه‌نامه تقريباً یکنواخت است برای محاسبه حق‌بیمه عاید نشده از روش تناسب زمانی استفاده می‌شود. شیوه‌های محاسبه حق بیمه عاید نشده در روش تناسب زمانی برای بیمه نامه‌های سالانه شامل روزانه (365/1)، ماهانه (24/1
فصلی (8/1) و سالانه (2/1) است. در شیوه روزانه حق بیمه عاید نشده شامل مجموع حق بیمه‌های عاید نشده‌ای است که در پایان دوره مالی باتوجه به مدت منقضی‌ نشده بیمه‌نامه‌ها محاسبه می‌شود. در شیوه فصلی فرض می‌شود که صدور بیمه‌نامه‌ها در طی فصل به‌طور یکنواخت است درصورتی که در شیوه ماهانه فرض بر این است که صدور بیمه‌نامه‌ها در طول ماه به‌طور یکنواخت است.     چنانچه صدور بیمه‌نامه‌ها در طول دوره مالی یکنواخت نباشد هرچه طول دوره مورد نظر برای محاسبه حق بیمه عاید نشده کمتر شود، سطح دقت آن بیشتر می‌شود.

18 .      در مواردى كه حق بيمه متناسب با گذشت زمان به عنوان درآمد شناسايى مي‌شود، روش تناسب زمانی بايد به‌گونه‌اي انتخاب و بكار گرفته شود كه دقت آن از روش فصلى (يا روش 8/1)
كمتر نباشد.

19 .   چنانچه دوره بيمه‌نامه بيش از يك سال باشد، در اعمال روش تناسب زمانى حق‌بيمه يكساله در محاسبات مدنظر قرار می‌گيرد و حق بيمه مازاد بر یک سال، به طور كامل به عنوان حق بيمه عايد نشده محسوب مى‌گردد.

خسارت‏

20 .      بدهى بابت خسارت معوق بايد براى بيمه‌هاي مستقيم و اتكايى شناسايى شود. مبلغ خسارت معوق بايد بيانگر براورد معقولی از مخارج لازم براى تسويه تعهد فعلى در تاريخ ترازنامه باشد.

21 .      بدهى بابت خسارت معوق بايد شامل مبالغ زير باشد:

الف .    خسارت واقع شده‌ای که گزارش نشده است،

ب  .    خسارت گزارش شده‌ای که پرداخت نشده است،

ج    .   خسارتی كه به‌ طور كامل گزارش نشده است و

د    .    مخارج براوردى تسويه خسارت.

 

22 .   حصول اطمينان نسبت به شناسايى هزينه‌ها و بدهيهای مرتبط با خسارت در دوره مالى مربوط، حائز اهميت است. خسارت، ناشي از حوادث تحت پوششى است كه در طول دوره‌ بيمه‌نامه اتفاق مي‌افتد. برخى خسارتها در دوره مالى وقوع حادثه به بيمه‌گر گزارش و در همان دوره تسويه مي‌شود و برخى‏ نيز ممكن است تا پايان دوره مالى تسويه نشود. همچنین، ممكن است حوادثى واقع و منجر به خسارت شود اما تا پايان دوره مالى به بيمه‌گر گزارش نگردد. اين‌گونه خسارتها، خسارت واقع شده‌ای‌که گزارش نشده است ناميده مي‌شود. بدهى مربوط به خسارت واقع شده‌ای که پرداخت نشده است (شامل خسارت گزارش نشده)، باتوجه به تجربیات در‌مورد خسارت واقع شده در گذشته و آخرين اطلاعات موجود براورد و شناسايى مي‌شود. براى براورد مبلغ خسارت ياد شده، نه‌تنها تجربيات گذشته بلكه تغيير شرايط از قبیل آخرین حوادث فاجعه‌آميز و تغيير در حجم و تركيب خطرات تحت پوشش بيمه درنظر گرفته مي‌شود.

23 .   تشخيص اجزای تشکیل دهنده مخارج نهايى جبران خسارت توسط بيمه‌گر، براى تعيين هزينه‌هاى خسارت دوره مالى و بدهى خسارت معوق در تاريخ ترازنامه، حائز اهميت است. اين اجزا شامل مبالغ قابل پرداخت بابت خسارت طبق مفاد بیمه‌نامه و مخارج تعیین و تسویه خسارت است. مخارج تعیین و تسويه خسارت شامل مخارج مستقيم هر خسارت مانند حق‌الزحمه خدمات کارشناسی و حقوقی و همچنين آن‌دسته از مخارج غیرمستقیمی است که بتوان با هر خسارت مرتبط دانست. در تعیین مخارج نهایی جبران خسارت، مبالغ بازیافتنی از طریق حق جانشینی و یا اقلام اسقاطی از مبلغ خسارت کسر می‌شود.

24 .   بدهى بابت خسارت معوق شامل خسارت پرداخت نشده و مخارج مستقيم و غیرمستقیم تسويه خسارتی می‌باشد که در دوره‌های مالی جاری و گذشته واقع شده است، چون اين مبالغ بيانگر تعهد فعلى بيمه‌گر درنتيجه وقوع رويدادهاى گذشته است.

25 .   ذخاير لازم براى خسارت معوق باتوجه به خسارت براوردى هر مورد يا طبقه‌اى از يك رشته (مثلاً در بيمه بدنه براساس مدل و سال توليد) تعيين مي‌شود. علاوه‌بر اين ممكن است براى هر رشته نيز از فرمولهاى رياضى استفاده شود. انتخاب روش محاسبه به نوع بيمه و قضاوت مديريت بستگى دارد. روشى كه توسط مديريت انتخاب مي‌شود بايد به‌ طور يكنواخت اعمال گردد.

26 .     شناسايى هزينه‌ها و بدهيهاى مربوط به اجزاى تشكيل‌دهنده مخارج نهايى جبران خسارت به ميزان قابليت اتكاى اندازه‌گيرى اين اجزا بستگى دارد. بعضى بيمه‌گران، برای برآورد مخارج نهایی جبران خسارت با توجه به تجربيات گذشته خود و صنعت از فرمولهاى خاصى استفاده می‌كنند. اين فرمولها در صورتى قابل‌اتكا خواهد بود كه متكى به تعداد سالهاى كافى باشد و به‌گونه‌اي مناسب براى درنظر گرفتن تحولات اخير تعديل گردد.

27 .   تعديل بدهى خسارت معوق براساس اطلاعاتى كه پس از شناخت اوليه بدست مى‌آيد، ضرورى است. هدف از انجام اين تعديلات، براورد دقيق‌تر مخارج مورد انتظار جبران خسارت است. همانند ساير بدهيها، اثر اين تعديلات بر بدهى خسارت معوق و هزينه خسارت به محض دسترسی به اطلاعات جديد، شناسايى مي‌شود. با اين‌گونه تعديلات به عنوان تغییر در براورد حسابداری برخورد مي‌شود.

28 .     مبالغ دریافتنی از بیمه‌گر اتکایی بابت خسارت واقع شده ، اعم از گزارش شده و گزارش نشده، باید در دوره وقوع از یک طرف به‌عنوان دارایی و از طرف دیگر به‌عنوان درآمد بیمه‌گر واگذارنده شناسایی شود و نباید حسب مورد با بدهی یا هزینه مربوط تهاتر شود.

ذخیره تکمیلی

29 .     چنانچه حق بيمه‌هاي عايد نشده براى پوشش خسارت مورد انتظار مربوط به بیمه‌نامه‌های منقضی نشده در تاریخ ترازنامه کافی نباشد باید ذخیره تکمیلی لازم برای آن شناسایی شود.

30 .   براى تعيين ذخيره تکمیلی، هر رشته از فعالیتهای بیمه‌ای به‌طور جداگانه درنظر گرفته می‌شود. برای این منظور، مجموع حق بیمه عاید نشده هر رشته با مجموع خسارت مورد انتظار و هزینه‌های مربوط به آن مقایسه و در صورت وجود کسری، ذخیره تکمیلی شناسایی می‌شود.

حق بيمه‌هاي اتكايى‏

31 .      حق بيمه اتکایی واگذاری به بیمه‌گران اتکایی باید توسط بیمه‌گر واگذارنده از تاریخ شروع پوشش بیمه‌ای و طی دوره تأمین خسارت قرارداد بیمه اتکایی، به‌طور یکنواخت طی دوره پوشش بیمه‌ای یا متناسب با الگوی وقوع خطر، به‌عنوان هزینه بیمه اتکایی واگذاری در صورت سود و زیان شناسایی شود.

32 .   بيمه‌گران مستقیم و اتکایی معمولاً بخشى از خطرات قبولى را به بيمه‌گران اتكايى منتقل و درقبال پوشش بیمه‌ای مجدد، بخشى از حق بيمه دريافتى را به آنها پرداخت مي‌کنند. این مبالغ، هزینه بیمه‌ اتکایی واگذاری نامیده می‌شود.

33 .   بيمه‌گر واگذارنده معاملات بيمه مستقيم و بيمه اتکايي را به صورت جداگانه گزارش می‌كند تا دامنه و اثربخشى بيمه اتکايي براى استفاده‌كنندگان صورتهاى مالى به‌ طور شفاف گزارش شود و شاخصهايى از عملكرد مديريت خطر به استفاده‌كنندگان ارائه گردد. براين اساس، حق بيمه واگذارى به بيمه‌گران اتكايى به عنوان هزينه شناسايى می‌شود و با درآمد حق بيمه تهاتر نمی‌گردد. خسارت دريافتى يا دريافتنى از بيمه‌گران اتكايى نيز توسط بيمه‌گر مستقيم به عنوان درآمد شناسايى مي‌گردد و با هزينه خسارت يا هزينه حق بيمه اتکايي واگذارى تهاتر نمي‌شود.

34 .   هزینه بیمه اتکایی واگذاری باتوجه به شرایط قرارداد منعقد شده با بیمه‌گر اتکایی یا الزامات قانونی شناسایی می‌شود. حق ‏بيمه اتکايي واگذارى در بيمه‌هاي اتكايى نسبى به‌ طور هماهنگ با بيمه‌هاي مستقيم مربوط به عنوان هزينه شناسايى مي‌گردد. به ‌عبارت ديگر هزينه بيمه اتکايي واگذارى به‌ طور يكنواخت در طول دوره بيمه مستقيم مربوط شناسايى و در مواردى كه شناسايى درآمد در بيمه‌هاي مستقيم براساس الگوى وقوع خطر است، هزينه یاد شده نيز طبق الگوی مزبور شناسايى مي‌شود. هزینه بيمه اتکايي واگذارى در بيمه‌هاي اتكايى غيرنسبى نيز معمولاً طى دوره بيمه اتکايي به‌طور یکنواخت به عنوان هزينه دوره شناسايى مي‌شود.

35 .   كارمزدهاى دريافتى و دريافتنى از بيمه‌گر اتكايى طبق شرایط بیمه اتکایی تعلق می‌گیرد و بنابراین در زمان شروع پوشش بیمه اتکایی به‌عنوان درآمد شناسایی می‌شود.

36 .   سهم بیمه‌گر مستقیم از مشارکت در سود (کارمزد منافع) دریافتی یا دریافتنی از بیمه‌گر اتکایی، طبق مبنای تعهدی صرف‌نظر از زمان دریافت آن، در زمان تحقق به‌عنوان درآمد شناسایی می‌شود.

37 .   بيمه‌گر اتكايى ممكن است بخشى از خطر پذيرفته شده از بيمه‌گر مستقيم را مجدداً به بيمه‌گر اتكايى ديگرى (بیمه‌گر اتکایی قبول‌کننده) واگذار كند كه به آن واگذارى مجدد گفته مي‌شود. نحوه حسابداری قراردادهای بیمه اتکایی مجدد نیز مشابه قراردادهای بیمه اتکایی اولیه است.

انتقال پرتفوى‏

38 .   طبق ماده 54 قانون تأسیس بیمه مرکزی ایران و بیمه‌گری، مؤسسات بیمه می‌توانند با موافقت بیمه مرکزی ایران و تصویب شورای عالی بیمه تمام یا قسمتی از پرتفوی خود را با کلیه حقوق و تعهدات ناشی از آن به یک یا چند مؤسسه بیمه‌ مجاز دیگر واگذار کنند.

39 .     باتوجه به اینکه مسئولیت مرتبط با خسارت بیمه انتقالی از بیمه‌گر انتقال دهنده به بیمه‌گر قبول کننده منتقل می‌شود، انتقال پرتفوی باید توسط بیمه‌گر انتقال‌دهنده به‌عنوان حذف پرتفوی و توسط بیمه‌گر قبول‌کننده به‌عنوان قبول پرتفوی به‌حساب گرفته شود.

40 .       حذف پرتفوی باید توسط بیمه‌گر انتقال دهنده ازطریق حذف بدهیها و داراییهای مرتبط با خطرات منتقل شده، به‌حساب گرفته شود. قبول پرتفوی باید توسط بیمه‌گر قبول‌کننده از طریق شناسایی درآمد حق بیمه عاید نشده و خسارت معوق پذیرفته شده، به‌حساب گرفته شود.

بیمه مشترک

41 .       فعالیتهای بیمه‌ای که از طریق قراردادهای بیمه مشترک با بیمه‌گذار انجام می‌شود باید توسط بیمه‌گران قبول‌کننده همانند بیمه مستقیم به‌حساب گرفته شود.

42 .   بیمه‌گران مستقیم یا اتکایی ممکن است طی یک قرارداد بیمه مشترک، طرف بیمه‌گذار واقع شوند یا اینکه هریک به نسبت سهم خود از بیمه مشترک، قراردادهای جداگانه با بیمه‌گذار منعقد کنند. در این موارد بیمه‌گران سهم خود از حق بیمه‌ها، خسارت و سایر هزینه‌ها را براساس نسبتهای توافقی به حساب می‌گیرند.

43 .     بيمه نامه‌هايى كه به‌ طور مستقيم توسط یکی از اعضاى گروه بیمه‌گران مشترک صادر مي‌شود بايد توسط آن عضو به عنوان بيمه مستقيم به حساب گرفته شود و بخشى از خطرات كه توسط ساير اعضاى گروه پذيرفته مي‌شود بايد همانند بيمه اتکايي واگذارى محسوب گردد. بيمه‌گرانى كه اين خطرات را مى‌پذيرند بايد با آن همانند بيمه اتکايي قبولى برخورد كنند.

مخارج تحصيل‏

44 .      مخارج تحصیل بیمه‌ نامه‌ها باید در زمان وقوع به‌عنوان هزینه دوره شناسایی شود.

45 .    مخارج تحصیل، از‌جمله شامل حق‌العمل پرداختی به نمایندگیهـا، مخـارج صـدور بیمه‌نامه‌ها، مخارج اداری نگهداری سوابق بیمه‌نامه‌ها و مخارج وصول حق بیمه‌هاست.

 

صفحه      1       2             4            6       7

 

 

ما را حمایت کنید:

کد +1 گوگل
فا تولز ، ابزار رایگان وبمسترکد امتیاز +1 در گوگل